تبليغاتX
گربه هاي جنگلي - مردان با وجدان و زنان نیازمند!
 
گربه هاي جنگلي
 
 
هذيان و پراكنده گويي
 

آيا در كذشته هم همينطور بوده است ؟ کافی است  تا یک نگاه دقیق به دور و برمان بیندازیم .این مردها عجب آدم های جالبی هستند .آنها در خانه که هستند حال ندارند جورابشان را از پا درآورند یا مثلا ظرف های شام شب را توی سینک خالی کنند چه رسد به اینکه به خواهر و مادر و همسرشان کمک کنند .اما ...اما ،در سطح جامعه با چهره دیگری ظاهر می شوند چهره ای که از انها یک فرشته تصویر می کند .این علما دائما درباره رواج برابری زنان و مردان افاضه فضل می کنند ،سعی در گرفتن دست  ضعفا ( بخوانید ضعیفه ها ) دارند و در محل کار مثل یک انسان با گذشت و شریف رفتار می کنند و علاقه عجیبی به بازی کردن نقش آدمهای خوب در مقابل زنان  دارند .این عزیزان معمولا برای زنانی که در کوی و برزن منتظر تاکسی ایستاده اند بوق می زنند و سعی وافر دارند که نقش منجی آنها از گرمای زال تابستان و سرمای زمهریر زمستان را بازی کنند .این گروه که معمولا حال و حوصله بالا زدن کاپوت ماشین خودشان را هم ندارند با مشاهده یک خانم درمانده از ماشین خراب(که احتمالا تا آن لحظه به امداد خودرو هم زنگ زده اند و حالا مشغول گزارش دادن به مامانشان می باشند!) در چشم به هم زدنی مکانیک می شوند و مصمم اند که به این گونه خانم های محترم و در عین حال زیبا! کمک شایانی بکنند.برای شما که خواننده این قصه هستید واقعا جالب نیست که مردان گرفتار در چنین حالتی ( تمام شدن بنزین ، پاره شدن تسمه دینام یا ...)معمولا مورد توجه حالا نه خانمها بلکه هیچ کسی قرار نمی گیرند و آنقدر در خیابان می مانند و سیگار دود می کنند تا زیر پایشان علف سبز شود .!!

به نظر باید دلیل غلیان حس نوعدوستی آقایان در چنین شرایطی (اجبار در رساندن خانم ها به مقصد مورد نظر حالا هر جاکه باشد ،کمک در راه اندازی ماشین خراب شده ، کمک در امر حمل بار زن ها در اماکن تجاری و  مثال هایی از این دست)مساله ای غیر از کمک و نوع دوستی و انسانیت باشد .نظر شما چیست ؟

امضا:یوگی

 |+| نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 20:47  توسط  يوگي و گاليور   | 
 
  بالا