|
گربه هاي جنگلي
|
||
|
هذيان و پراكنده گويي |
"گربه " آخ این حیوان ملوس .نمیدانیم شما تا چه حد این حیوان عجیب را می شناسید .
گربه شاید در افکار وانظار عمومی به عنوان موجودی فرصت طلب / دله دزد /بی وفا(امان از بی وفایی- فیلم درخشان آن فیتی فول یادتان هست ) شناخته می شود .اما این چیزی غیر از واقعیت است و در فرهنگ عمومی همانگونه که سگ سمبل وفا و گاو سمبل وزانت در راه رفتن و اسب سمبل نجابت و کلاغ سمبل حیاست گربه هم سمبل "وقار " است .برای درک بهتر از این موضوع و شناخت دقیق این حیوان زیبا کافی است در هنگامی که نشسته و دمش را دور خودش حلقه زده نگاهی به او بیندازید آنوقت متوجه خواهید شد که وقار یعنی چه ؟ در واقع در این لحظات جناب گربه طوری به شما نگاه می کند که انگار در جهان هستی هیچ اتفاقی حادث نشده و به تعبیر دیگر سکوت و آرامشش دنیای شما را تحت تاثیر قرار می دهد . در عین حال گربه ها موجوداتی با شیطنت های فراوان هستند و کافی است یکبار به آنها غذا بدهید محال است که شما را فراموش کنند .به هر حال ما مثل گربه ها شیطنت های خاص خودمان را داریم و در عین حال با آرامش پیش خواهیم رفت .
واما چرا جنگلی ؟!
جنگل ما را به یاد هر چه نیندازد به طور قطع یک موضوع را نمی توان نادیده گرفت و آن "وحش" است . واقعا چرا ما ـ بلا نسبت ـ فکر می کنیم وحشی بودن بد است .مثلا وقتی یکی بی هوا با موتورش می پیچد جلوی اوتول ما از ته دل داد می زنیم "هی ...وحشی " و در عین حال وحشی اش را غلیظ تر ادا می کنیم که او وحشی تر به نظر برسد . واقعیت این است که وحشی بودن به معنای اریژینال بودن و اصیل بودن است .چرا که آدم های وحشی به دور از تعلقات تعریف شده دنیوی دارند زندگی می کنند و نان و ماستشان را می خورند .
با این حساب ما تلاش خواهیم کرد در این وبلاگ ( یا سنگ نبشته ) به خوی نیاکانمان که همانا دوری از تعلقات دنیوی است ( اخروی اش را نمی دانیم ) اریژینال باشیم . بنویسیم و بخو انیم .
یا حق ( بزن گردن ناحق )
این را همیشه برادر بزرگترم هنگام خمیازه می گفت .خدا حفظش کند .
ما يوگي و گاليور هستيم .حتما اين دو شخصيت جهاني را مي شناسيد كه هيچ ربطي به يكديگر ندارند الا اينكه هر دو با مقوله "كشتي "در ارتباط هستند .يوگي كه با آن كشتي پرنده اش هر جا كه فرود ميآمد به ديگران كمك مي كرد و گاليور هم سوار بر يك كشتي بود -احتمالا به قصد گردشگري - بود كه از بد حادثه به آن جزيره كذايي وارد شد و با آنكه اصلا قصد ياري رساندن به ديگران را نداشت ناچار از كمك به كوتوله هايي مثل فيليرتيشيا شد .
ما هم در حقيقت باآمدنمانم قصد كمك به كسي را نداريم چرا كه در اين دوره وزمانه كه هر ايراني خودش درياي مشكلات است و نياز به يك كشتي كه چه عرض كنيم ! تخته پاره دارد چه انتظار از ما داريد .به هر حال از آنجا كه هر يك از ما ـ جسارتا ـ بالقوه اهل رهنمود دادن به ديگران به جاي ياري رساندن ، حرف زدن به جاي گوش فرا دادن و پراكنده گويي در موقع ايجاز هستيم اينجا در اين وبلاگ حرف مي زنيم و مي شنويم .
خدا شما را توفيق بدهد.انشاال.............
|
|